محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

4

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

آنكه فرموده‌اند : « لو ظهرت الحقائق بطلت الشرائع » همچنان كه مسى زر شود ، يا خود از اصل زر بود ، او را نه به علم كيميا حاجت است كه آن شريعت بود ، و نه زر خود را در كيميا ماليدن كه آن طريقت است ، طلب الدليل بعد الوصول إلى المدلول قبيح ، و ترك الدليل قبل الوصول الى المدلول مذموم . حاصل آنكه : شريعت همچون علم كيميا آموختن است ؛ از استاد يا از كتاب ، وطريقت استعمال كردن آن داروهاست و مس را در كيميا ماليدن ، وحقيقت زر شدن مس است ، كيميا دانان به علم كيميا شادند كه ما عمل به علم مىكنيم ، وحقيقت يافتگان به حقيقت شادند كه ما زر شديم و از علم و عمل كيميا آزاد شديم و ما عتقاء اللَّه‌ايم ، ( كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحونَ ) « 1 » يا مثال شريعت همچون علم طب آموختن است ، وطريقت پرهيز كردن ، و به موجب علم طب داروها خوردن ، وحقيقت صحت يافتن ابدى و از هر دو فارغ شدن « 2 » . گويند كه : انسان بر بساط شريعت رود تا به توحيد رسد ، و چون به توحيد رسد شريعت از چشمش بيفتد . وشيخ عطّار در كتاب « جوهر ذات » گفته است : خدا را يافتم ديدم حقيقت * برون رفتم من از عين شريعت « 3 » و از احمد حوارى نقل نموده كه : كتابهاى خود را برداشت و به دريا برد وگفت : ( نيكو دليل وراهبرى بوديد ما را ، اما بعد از رسيدن به مقصود مشغول

--> ( 1 ) الرّوم ( 60 ) : 32 ( 2 ) مثنوى : 5 / 1 ( ديباچه ) ( 3 ) تحفة الاخيار : 173 ( نقل از جوهر الذات عطار )